هميشه چشمان تو نوازشگر تن خسته من است.

من امروز با تنی خسته

به افقها خيره‌ام به انتظار ديدن چشمهای تو

و چه انتظار شيرينی

اکنون ای مهربان با نگاه مهربانت جنگل سوخته تنم را

صفايی دوباره ببخش

چشمانت را از من دريغ مکن که اين گرمی تن از نگاه توست.

بگذار با چشمان تو ببينم

من از چشمان تو همه خوبيها را آموخته‌ام .من عشق و مستی را با تو آغاز کرده‌ام.

بگذار هميشه در آغوش گرمت بمانم.