وقتی دل گرفت...؟!
...و دلم گرفت

از نهالی که هرگز درخت نشد

از امروزی که هرگز فردا نشد

از غنچه ای که هرگز باز نشد

از غروبی که هرگز سرخ نشد

از سکوتی که هرگز فریاد نشد

از خوابی که هرگز بیدار نشد

از چشمانی که هرگز بینا نشد

از خدایی که هرگز پیدا نشد

ازسرودی که هرگز خوانده نشد

از بوسه ای که هرگز به گونه ای نواخته نشد

از من که هرگز تو نشد...!

***خاطره نساز ! افسانه ی جاری روزها باش...!