براي من از درد ديگر نگو
از رنج نگو، از يأس
از گريه‌هاي شبانه دلتنگ
دلبندم! ديگر نگو
اشك‌هايت را از من بگير
ناله‌هايت، آهه‌هايت، درد را از من بگير
ديگر نخواهم عشق را
ديگر نجويم دوست را
لبخند تو در من گلي‌ست
دستان تو با من يكي‌ست
آغوش من ـ آغوش تو
كودك درون تو
شادي لجباز تو
سرسام بزله‌گويي‌ات
قهقاه گرم خنده‌ات
با من جواني مي‌كند
سادگي‌ها
كودكي‌هاي تو را من دوست مي‌دارم
من فناي حزن را
بن بست يك اندوه را
در خطوط چهره‌ات مشتاق و جويا مي‌شوم
با تو كودك مي‌شوم
با تو تنها مي‌شوم
تا كه اين لب‌هاي سرد باكره‌
از شادي لبخند تو
يك شب
آبستن شود