ز فرط گريه باران می چکد از دستم اين شب ها

 يکی دستم بگيرد ، مست مست مستم اين شب ها

 غزل می خوانم و سجاده ام پر می کشد با من

 نمی خوابند يک شب عرشيان از دستم اين شب ها

خدا را شکر سوزی هست ، آهی هست ، اشکی هست

 همين که قطره اشکی هست يعنی هستم اين شب ها...

اين شعر از طرف يک دوست به دستم رسيد اميدوارم که باز هم با من تماس بگيرد .