راستی خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت؟
کاشکی میدیدم شانه بالا زدنت را بی قید
و تکان دادن دستی که مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که عجب آخر مرد
کاشکی میدیدم...

چه کسی باور کرد- جنگل جان مرا عشق تو خاکستر کرد
من درون قفس سرد اتاقم دل تنگ

میپرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران، باران

شیشه پنچره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو راخواهد شست...