شيرين ترين رويای من! ای کاش!

چون آفتاب خاطره...اما

باور کن اين خط های ممتد هم

مضحک ترين تصوير بيرنگ است

از آسمان ها خوشه می چينم

من خوب می دانم تو آنجايی

اينجا زمين با اين همه وسعت

محدود تر از حفره ای تنگ است

فردا نگاه سخت مشتاقم

ــ ناباورانه ــ کور خواهد شد

فردا تمام حجم آيينه

در انحصار سايه ی سنگ است

ابرو کمان من! يک امشب را

طاقت بياور در کنار من

از آسمان ها خوشه خواهم چيد

عشق زمينی ها پر از ننگ است

از آسمان ها...آه! اما نه

با اين دو بال سخت وابسته

صد راه شيری مانده پيشاپيش

ديوارها فرستگ فرسنگ است