چه می شد عشق را چون قرص نان تقسیم می کردند

به هر کس حصه ای در خورد او تقدیم می کردند

 

چه می شد امتحان را، جسم اگر از عاشقان می خواست

به جایش زیر پای دوست، جان تسلیم می کردند

 

اگر فصل فراق از دفتر ایام گم می شد،چه کم می شد؟

چه می شد این ورق را،پاره زین تقویم می کردند؟

 

ستمکاران چنین بنیان مظلومان نمی کندند

به جای آه اگر از خشم اینان بیم می کردند

 

نشان هوشیاری بود آن عصیان ابلیسی

زمانی که ملایک خاک را تعظیم می کردند

 

اگر می شد که معنی را به ذات آورد، بی تردید

به صورت عشق را، مانند تو ترسیم می کردند

 

از آن دم کز ازل تصویر زیباییت می بستند

به بویش تا ابد تعلیم شیداییم می کردند