نگاه عکس تو

در نگاه عکس تو من باز هم زل مي زنم
باز هم با نيت عشقت تفعّل مي زنم

گونة عکس قشنگت باز مي بوسم به ناز
روي عکس گيسوانت باز هم گل مي زنم

نيستي، دوري و هجرانت دل آتش مي زند
مثل ديگي از غزل مي جوشم و قل مي زنم
تا صداي مهرباني از تو مي آيد به گوش
روي بوم دوريت نقش تحمل مي زنم
ور نيايد، با اميد يک مشابه يافتن
هم ز گل دل مي برم هم راه بلبل مي زنم
از ملال دوري و کم لطفي آواي يار
دست استغنا به درگاه تغزل مي زنم
باز يادت آمد و خواب از سر عشاق برد
در نگاه عکس تو تا صبحدم زل مي زنم