ميون خواب و بيداری

تو رو می ديدم انگاری

به من گفتی نشو عاشق

که عشق داره گرفتاری

گذاشتی سر روی شونم

بهم گفتی نمی دونم

چطوری ميشه عاشق شد

تو اين دنيای بيزاری

نشد عاشق نشد تنها

نگفت حتی دوسم داره

ولی بی عشق چه بايد کرد

ولی بی عشق چه بايد کرد