راز مارمولك‌بازي پرستويي فاش شد

روزنامه «شرق» در گزارشي به سراغ جلال بيگدلي، بدل پرويز پرستويي در فيلم «مارمولك» رفته و گفت‌وگويي با او ترتيب داده است. بيگدلي در مورد ارايه پيشنهاد بازي در اين فيلم مي‌گويد: «يك روز آقاى نوروزبيگى تماس گرفت و از من براى شركت در پروژه «مارمولك» دعوت به همكارى كرد. گفت در اين فيلم بايد به جاى پرويز پرستويى از ديوار بالا بروى. رفتم و لوكيشن را ديدم. به حاجى نوروزبيگى گفتم اين ديوار مشكل دارد. ديوار حالت L داشت و نمى‌شد بدون ميخ يا راپل از آن بالا رفت. روز بعد كه آمدم سر لوكيشن، كمال تبريزى گفت، تو مى‌توانى از اين ديوار بروى بالا؟ گفتم هرچه فكر مى‌كنم بدون ميخ نمى‌شود. گفت نه ميخ و نه خاكبردارى، بايد بدون هيچ كمكى بروى بالا. گفتم نمي‌شود. گفت بايد بشود، اگر نشود كل فيلمنامه را بايد تغيير بدهيم؛ شخصيت «مارمولك» روى اين صحنه مي‌چرخد».
وي در ادامه مي‌افزايد: «به حاجى گفتم حداقل زمان را زياد كنيد. مثلاً بين 25 تا 45 ثانيه فرصت بدهيد تا من از ديوار بالا بروم. كمال تبريزى با اين درخواست هم مخالفت كرد. گفت مارمولك بايد سريع باشد. نظر كارگردان روى 12 تا 17 ثانيه بود. خلاصه دوربين را كاشتند و كار شروع شد. دفعه اول 35 ثانيه طول كشيد. دفعه دوم آمدم كار را بهتر كنم، شد 45 ثانيه. باور كنيد هر بار كه از ديوار بالا مي‌رفتم به خودم لعنت مي‌فرستادم و مي‌گفتم كاش اين كار را قبول نمي‌كردم. خيلى خسته شده بودم. انگار پنجه‌هايم يخ زده بودند و ديگر كار نمي‌كردند. خلاصه دم دماى غروب، دفعه سوم يا چهارم بود كه از ديوار بالا مي‌رفتم و ركورد به 19 ثانيه رسيد. بعد دفعه پنجم زمان به 17 ثانيه رسيد و كار تمام شد». بدل پرستويي در مورد بالا رفتن از ديوار زندان ادامه مي‌دهد: «رفتم و ديوار زندان را ديدم. قطر ستونى كه بايد از آن بالا مي‌رفتم، 80 سانت بود. دست‌هايم به زحمت دو طرف ستون قفل مي‌شد. باز هم كمال تبريزى گفت كه بايد بدون هيچ كمكى از ديوار بالا بروم. حالا كه از ديوار خانه بالا رفته بودم، اصلاً دوست نداشتم كم بياورم. رفتم دو هفته تمرين كردم و بالاخره از ديوار زندان هم بالا رفتم. اما در كل، حاجى به من كلك زد. بعد از پايان كار بود كه فهميدم براى گرفتن صحنه‌هاى بالا رفتن مارمولك از ديوار، رفته بودند سراغ فدراسيون صخره‌نوردى كه بچه‌هاى تيم ملى صخره‌نوردى گفته بودند ممكن نيست كسى بتواند از اين ديوارها بدون كمك بالا برود. اگر مي‌دانستم كه اين كار را كرده‌اند، به هيچ قيمتى پروژه را قبول نمي‌كردم». ماجرا به اينجا كه مي‌رسد، ناچار مي‌شويم كمي ‌از داستان «مارمولك» فاصله بگيريم و درددل هاى يك بدلكار را بنويسيم. بخوانيد و از اين پس صحنه‌هاى اكشن فيلم‌ها را با دقت نگاه كنيد. «متأسفانه در سينماى ايران به بدلكار توجه نمي‌شود. مثلاً فيلم «سيزده گربه روى شيروانى»، جايزه اكشن را برد اما چه كسى مي‌داند كه در اين صحنه‌هاى اكشن، جلال بيگدلى نقش اصلى را ايفا كرده؟ در جشنواره‌ها به تمام عوامل فيلم جايزه مي‌دهند، غير از بدلكار. از اين گذشته آخر هر پروژه‌اى هم بازيگر اصلى مي‌گويد تمام كارها را خودم انجام داده‌ام. در سريال «ولايت عشق»، من بدل تمام بازيگرها بودم و 3 ماه تنهايى جنگيدم.
در «خواب و بيدار» هم به جاى «ناتاشا» تمام صحنه‌هاى اكشن و خطرناك را بازى كردم. اما چه فايده؟ ما انتظار نداريم كه مثل تمام دنيا بازيگرهاى اصلى در مصاحبه‌هايشان از بدلكار خود تشكر كنند، اما حداقل نگويند كه بدلكار نداشته‌اند. من خيلى ناراحت شدم، وقتى كه مصاحبه‌هاى لادن طباطبايى و مريلا زارعى را خواندم. آنها ادعا كرده‌اند كه تمام صحنه‌هاى خطرناك را خودشان بازى مي‌كنند. اين در شرايطى بود كه من و يكى از همكارانم براى ايفاى نقش آنها، 8 دفعه از كوه پرت شديم». گفتني است كه بيگدلي، 31 ساله، از آغاز فعاليت حرفه‌اي‌اش در بدلكاري، در فيلم‌ها و سريال‌هاي مطرحي مانند «ولايت عشق»، «شيخ مفيد»، «شب آفتابي»، «هم‌نفس» و... بازي كرده است و از همه جالب‌تر آنكه او در سريال «خواب و بيدار»، بدل ناتاشا ـ با بازي رويا نونهالي ـ بوده است