الهي كه چشمات به راهي بمونه
فقط جغد شومي رو بومت بخونه
الهي كه دستات بشه تشنه گل
نمونه تو سختي براتون تحمل
بياد روزگاري كه تنها بموني
فقط وقت مرگ قدر من رو بدوني
الهي تو غربت يه عمري بسوزي
بشيني به جاده همش چشم بدوزي
الهي كه شبهات بشه بي ستاره
حرير خيالت بشه پاره پاره
يكي هم نباشه كه حالت برسه
بميري بپوسي توي درد و غصه
در آرزوهات بشه قفل و بسته
بخشكن گلاتون همه دسته دسته
الهي به بستر بيفته عزيزت
پس از مرگ يارت بيادش رقيبت
به خدا التماس كردم
تا عشقت را بر سر راهم قرار دهد
اما كنون از اعماق جان خسته ام فرياد بر مي آورم
نفرين قلبم بر تو باد
تو اوني كه هرجا قدم بر ميداري
هميشه به روي دلي پا ميزاري
نخواستي بدوني تو قدر دلم رو
چه آسون شكستي دل قابلم رو
واست گريه من ديگه بي امونه
دل از درد عشقت يه درياي خونه
خدا شاهدم بود كه دلداده بودم
به اميد عشقت من ساده بودم