دو تا چشم

باز دو تا چشم منتظر خيره شدن به آسمون
دنبال اون ستاره كه بدون نام ِ و نشون
پيش غم تنهاييام ستاره ها چقدر كم اند !
از سر دلخوشي دارن به همه چشمك ميزنند
غافل از اينكه اين پايين قلبي اسير ماتمه
حسرت و غصه هاي اون قدر تموم عالمه
شيشه صبروحوصله اش شكسته با سنگ عذاب
روزاي شاد و رنگيش هم يه سر شده تاروخراب
ديگه نمونده دلخوشي واسه دل اسير غم
مهم اسير بودنشه فرق نداره زياد يا كم
فكر ميكني نبودنت كم درديه نه به خدا
تحملش سخته واسم تحمل جداييها
نمي دونم كه آسمون ابريه يا دو چشم من
نميذارن ببينمت ستاره قشنگ من
حالام نه آرومه دلم نه خواب به چشمونم مياد
دلم داره داد ميزنه ميگه فقط تورو ميخواد
چي بهش بگم آروم بشه دست از سر من برداره
چي ميشه گفت به قلبي كه براي تو بي قراره؟؟
باز هم تا نزديك سحر ستاره ها رو ميشمرم

تو آخرين ستاره اي كه دل به عشقش ميسپرم
ميخوام يه چيزي رو بگم دلم ميخواد خوب بدوني
دنيا م اگه تموم بشه بازم تو قلبم مي مونی