کجايی تو ای گرمی جان من؟

که شد زندگی بی تو زندان من

 کجايی تو که تکچراغ شبم؟

که دور از تو جان می رسد بر لبم

 لبم بوسه جوی لب نوشين تست

در آغوش من بوی آغوش تست

 بهر جا گلی ديده، بو کرده ام

ز گلها تو را جستجو کرده ام

 شب آمد سياهی جهان را گرفت

غم تو گريبان جان را گرفت

 بيا ای درخشنده مهتاب من

که عشق تو برد از سرم خواب من

 رهايم مکن در غم بی کسی

کنم ناله شايد بدادم رسی

 خطا کارم اما ز من گوش کن

بيا رفته ها را فراموش کن!