اي سروناز من كه خوش ميروي به ناز

عشاق را به ناز تو هرلحظه صد نياز

پروانه را زشمع بود سوزدل ولی

 بي شمع عارض تو دلم را بود گداز

هردم بخون ديده چه حاجت وضو چو نيست

بي طاق ابروي تو نماز مرا جواز

تقديم به سروناز عزيزم