بگذار تا به لهجه باران بخوانمت

مانند عشق از دل و از جان بخوانمت

تا کوهها صدای مرا  منتشر کنند

همراه بادهای پريشان بخوانمت

چشمم سفيد گشت و تو از ره نيامدی

يعقوب وار يوسف کنعان بخوانمت

بگذار تا به يمن ظهورت بهار محض

بر گوش شاخه های زمستان بخوانمت

آّهنگ التهاب سراب است در دلم

بگذار تا به لهجه باران بخوانمت