« مادر من ! »

 

مهربان مادر من !

اي من از مهر تو در جامه ي گرم !

اي من از لطف تو در بستر ناز !

هرگز از خويش مرا دور مساز

اي مرا مايه ي ايمان و غرور !

اي نگاه تو پر از گرمي و نور !

اي صداي تو مرا روحنواز !

هرگز از خويش مرا دور مساز !

نازنين مادر من !

 

ساحل در انتظار كسي بود /

تا پاسخي گويد ، فرياد آب را ، با نامه ي گره شده ، /

دل تنگ ، خشمگين ، /

سر زير پر كشيدم و رفتم ! /

جواب را !