عجب شعر قشنگی،
واسه چشمات سرودم
فقط خواستم بدونی،
چقد ياد تو بودم
اگر در خود شکستم،
بدون ياد تو هستم
دخيل آرزومو،
به چشمای تو بستم
با تو ميبينم هنوز،
روزگار بهتری
خواستی ميميرم برات،
با دل عاشق تری
پنجره های دلمو وا بکن،
روشنی عشقو تماشا بکن
در پس اين منظره ی دلگشا،
فکری به حال من تنها بکن
با تو دلم اگر هوائی شده،
عاشق يک عشق خدائی شده
تازگيها مرغ دلم از قفس،
به عشق تو فکر رهائی شده
با تو ميبينم هنوز،
روزگار بهتری
خواستی ميميرم برات،
با دل عاشق تری
امشب مي خوام مست بشم عاشق يک دست بشم
بدون تو نيست بودم امشب مي خوام هست بشم
يه جون نا قابلي هست بذارفداي تو بشه
بيفته زير قدمات تاخاک پاي تو بشه
کهنه شراب کهنه شراب امشب بال و پرم بده
حرف نگفته خيليه جرات بيشترم بده
امشب مي خوام حرف بزنم خنده کنم گريه کنم
لطفي کن اي ساقي و مي چندين برابرم بده
امشب مي خوام مست بشم عاشق يک دست بشم
بدون تو نيست بودم امشب مي خوام هست بشم
امشب پروبال دارم شور دارم حال دارم
امشب تو اين سينه دلي خوشا براحوال دارم
امشب پروبال دارم شور دارم حال دارم
امشب تو اين سينه دلي خوشا براحوال دارم
امشب مي خوام مست بشم عاشق يک دست بشم
بدون تو نيست بودم امشب مي خوام هست بشم
امشب پروبال دارم شور دارم حال دارم
امشب تو اين سينه دلي خوشا براحوال دارم
امشب پروبال دارم شور دارم حال دارم
امشب تو اين سينه دلي خوشا براحوال دارم
امشب مي خوام مست بشم عاشق يک دست بشم
بدون تو نيست بودم امشب مي خوام هست بشم
يه جون نا قابلي هست بذارفداي تو بشه
بيفته زير قدمات تاخاک پاي تو بشه

 اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار
خیال نکن که خواستمت این اونه که می خواستمت
به قبله محمدی اینه که حرف راستمه
می خوای واسه ات همین وسط داد بزنم
با تار زلفات دلم رو دار بزنم
پیش همه خلق خدا زار بزنم
گریه کنون سرتوی دیوار بزنم
بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار
از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار
اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار
می خوای واسه ات همین وسط داد بزنم
با تار زلفات دلم رو دار بزنم
پیش همه خلق خدا زار بزنم
گریه کنون سرتوی دیوار بزنم
بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار
از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار
اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار

 در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست
هیچ شاهی به گدا سرور نیست
باورم کم کرده اند ای بهترین
اما تو باور کن مرا
اما تو باور کن مرا
زورقی در موج دریا باش و
ناگه یار و یاور کن مرا
یار و یاور کن مرا
سر بلند کن ، ماه من شو ، غرق حیرت کن مرا
عاشقم من پیش مردم درس عبرت کن مرا
سر بلند کن ، ماه من شو ، غرق حیرت کن مرا
عاشقم من پیش مردم درس عبرت کن مرا
دو چشم عاشقت دردی است که بر جان من افتادست
بنازم این قلندر را هنوز از پا نیافتادست
اگر عاشق کشی رسم و مرام خوبرویان است
بکش ما را بکش ما را که دائم عید قربانست
پریشان خاطر آن آواره در صحرای گیسویت
هزاران شب خراب افتاده در کنج سر مویت
من از سمت سپاه عشق بازان آمدم سویت
که بنویسم خجالت میکشد ماه از گل رویت
ماه از گل رویت

 وقتی که عشق اوّلشه،
هرچی که هست نوبرشه
آدم چه فکرا ميکنه،
چه نقشه ها تو سرشه
زندگی دوست داشتنيه
با هرچی دور و برشه
مهم فقط عاشقيه،
مصيبتاشم سرشه
چه فرق داره چی پيش مياد،
دنيا فدای سرشه
عجب روزای خوبيه،
حتّی روزای بدشه
وقتی که عشق اوّلشه،
هرچی که هست نوبرشه
آدم چه فکرا ميکنه،
چه نقشه ها تو سرشه
عشق آدمو کور ميکنه،
به هرچی مجبور ميکنه
آدم بد خاطرخواه رو،
از راه راست دور ميکنه
هر جوری هست راست و دروغ،
از اين رو اون رو ميکنه
از شدّت عشق زياد،
چشما رو پر رو ميکنه
چشما رو پر رو ميکنه
وقتی که عشق اوّلشه،
هرچی که هست نوبرشه
آدم چه فکرا ميکنه،
چه نقشه ها تو سرشه
عشق آدمو کور ميکنه،
به هرچی مجبور ميکنه
آدم بد خاطر خواه رو،
به هرچی مجبور ميکنه
هرجوری هست راست و دروغ،
از اين رو اون رو ميکنه
از شدّت عشق زياد،
چشما رو پر رو ميکنه
چشما رو پر رو ميکنه
وقتی که عشق اوّلشه،
هرچی که هست نو برشه
آدم چه فکرا ميکنه،
چه نقشه ها تو سرشه
زندگی دوست داشتنيه،
با هرچی دور و برشه
مهم فقط عاشقيه،
مصيبتاشم سرشه

سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره گریه ام می گیره
بذار رو سینه ام سرت رو چشم های خیسو ترت رو
بذار تا سیر نگات کنم بو بکشم پیرهنت رو
بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم
جز تو کسی رو ندارم نزدیک تر از نفس بهم
سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره
وقتی چشات خوابش میاد آدم غم هاش یادش
یه حالتی تو چشماته که عشق خودش باهاش میاد
وقتی چشات خوابش میاد آدم غم هاش یادش
یه حالتی تو چشماته که عشق خودش باهاش میاد
سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره

 زائران دست خدا همراهشان من هم اين اينجا عبادت مي كنم
من هم اين اينجا توي چشمان تو حضرت عشق و زيارت مي كنم .
حضرت عشق بفرما كه دلم خانه توست حضرت عشق بفرما كه دلم خانه توست
سر عقل آمده هردم دل كه ديوانه توست دل من اگر كه از عشق نسيبي دارد
حضرت عشق به من لطف عجيبي دارد
بگذاريد بگذاريد كه بيمار بماند اين دل با تب عشق دلم حال قريبي دارد با تب عشق دلم حال قريبي دارد
لحظه مي ميرد و من آخر سر مي پوسم عشق اي ناجي من دست تو را مي بوسم
بي وجود تو سعادت نشود حاصل من تا نفس هست تو اي عشق بمان در دل من
تا نفس هست تو اي عشق بمان در دل من
لحظه مي ميرد و من آخر سر مي پوسم عشق اي ناجي من دست تو را مي بوسم
بي وجود تو سعادت نشود حاصل من تا نفس هست تو اي عشق بمان در دل من
تا نفس هست تو اي عشق بمان در دل من
حضرت عشق بفرما كه دلم خانه توست حضرت عشق بفرما كه دلم خانه توست
سر عقل آمده هردم دل كه ديوانه توست سر عقل آمده هردم دل كه ديوانه توست
حضرت عشق بفرما كه دلم خانه توست سر عقل آمده هردم دل كه ديوانه توست

کاست حضرت عشق    اميد