نمی خواهم به جز من دوستدار ديگری باشی
برای لحظه ای حتی به فکر ديگری باشی

نمی خواهم صفای خنده ات را ديگری بيند
نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشيند

نمی خواهم کسی نقش چهره ات در خاطرش ماند
نمی خواهم نگاهی در نگاه تو در آميزد

نمی خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستی
نمی خواهم کسی يارت شود در ره مستی
نمی خواهم به جز من يار کسی باشی
گل نازم!نمی خواهم خاروخسی باشی

نمی خواهم کسی با يار من سخن گويد
اگر چه قاصدم باشد که تا پيغام من گويد
نمی خواهم به گورستان رود آن يار محبوبم
مبادا مرده ای زنده شود با او سخن گويد