شبگرد عاشق ...


... آنگاه که ضربه هاى تیشه زندگى را بر ریشه آرزوهایت حس مىکنى
... اگر روزی دلت خواست گریه کنی نترس،به من بگو
قول نمیدهم بتوانم بخندانمت اما من هم میتوانم با تو گریه کنم
اگر روزی دلت خواست از اینجا بری به من بگو،شاید نتوانم از رفتن باز دارمت اما من هم می توانم با تو بیایم
اگر روزی دلت نخواست صدای کسی رو بشنوی به من بگو قول می دهم سکوت کنم
اما اگر روزی صدایم کردی و پاسخی نشنیدی زود بیا،شاید این منم که به تسلای تو نیاز دارم...
/ 0 نظر / 12 بازدید